تو رفتی!
کسی را کشته اند،
خون ریخته سرتاسر اتاق و بوی تعفن گرفته.
و فردا کسی به کسی خواهد گفت:" دیوانه ،عاشق قاتلش شده بود!"
و توآن سو تر داری عکس مرا از خون های کاردت پاک می کنی با توهم اس قهوه ایت!
.
.
.
.
.
.
اینم یه دردودل با نمی دونم کی هایی که می خوان غیر از خدا بشنون فریادمو!
لينك ثابت|
نوشته شده در جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 8 بعد از ظهر توسط فواد سلمانی زاده
|