تبليغاتX
روی رد رویاها...

نوستالژى...

 
هر كه را از دور مى‌بينم

گلويم خشك مى‌شود

مى‌ترسم نكند

 اين بار

اشتباه نگرفته باشم !

من به دنبال تو مى‌آيم

تو هم از من بگريز

بگذار ديرتر بميرم ...

                 

به ياد اتوبوس ، يه دختر مغرور و بداخلاق (به گمونم عاطفه) ، تو و خودم كه باز حس نوستالژى‌ام گل كرد . ...

لينك ثابت| نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387ساعت 6 بعد از ظهر توسط فواد سلمانی زاده |